الشيخ حسين المظاهري

21

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)

در اينجا مى بينيم بر افرادى كه از نظر مالى گناه مى كنند ، افرادى كه بر واجباتى مثل نماز تسامح مى كنند ، آن كسانى كه ريا كارند و بالاخره آن كسانى كه مى توانند به خلق خدمت كنند و نمى كنند ، اطلاق كفر شده است . نظير اين آيات در قرآن زياد است و براى فرد آگاه خيلى سنگين است كه به او بگويند كافر . به همين جهت در روايات فراوانى مى خوانيم كه در روز قيامت به تارك الصلاة ، مى گويند كافر : « مَن تَرَكَ الصَلوةَ مُتُعَم‌َّداً فَقَد كُفر » « 1 » در روايات مى خوانيم كه در روز قيامت به شرابخوار مى گويند كافر . در روايات مى خوانيم به كسانى كه ميتوانستند مكه بروند و نرفتند ، دم مرگ مى گويند : « مُت يَهودياً او نصرانياً » « 2 » . به آدمهاى بى نماز كه در زندگى آنها نماز نبوده ، دم مرگ مى گويند : « مُت يَهودياً او نصرانياً » . اگر شما به روايات اهل بيت ( عليهم السلام ) مراجعه كنيد ، مى توانيد يك كتاب در اين باره جمع آورى كنيد . در كتاب بحار الانوار علامه مجلسى رضوان الله تعالى عليه مقدارى از اين روايات جمع شده است . در بيش از 100 آيه نيز بر فاسق ، اطلاق كفرشده است . شايد اطلاق كفر بر اين كفر عملى ، به خاطر اين است كه اگر گناه روى گناه آمد ، دل را سياه مىكند . به قول امام صادق ( ع ) دل را وارونه مىكند . ديگر وقتى چنين شد ، بين او و خدا حجاب مىشود . وقتى چنين شد ، آن حجاب ، مانع رستگارى و توبه او مىشود . به عبارت ديگر ، آن حجاب مانع شنيدن ، گفتن و فهميدن واقعيت و حقيقت مىشود . اين جمله اى كه در سوره بقره آمده است ، اشاره به همين موضوع دارد : « الَّذينَ كَفَروا سَواءُ عَلَيهِم اانذرتَهُم ام لَم تُنذِرهُم لا يُؤمِنون » ؛ اگر گناه روى گناه ، دل را سياه كرد ، به قول امام صادق ( ع ) « فلن يفلح ابداً » ؛ يعنى ، ديگر حرف حق در او تأثير ندارد . نمى شنود تا تأثير كند . به ديده عقل نمى بيند تا تأثير كند . دل ، متأثر نمى شود تا به واسطه آن ، تلاطم درونى پيدا

--> ( 1 ) - آن چرا در كتابهاى حديثى ما وارد شده اين است : « قال رسول الله ( ص ) : مَن تَرَكَ الصَلوةَ مُتُعَم‌َّداً فَقَد بَرىٌ من ذمّة الله عزّوجل و ذمّة رسوله ( ص ) و نقض العهد و قطيعة الرّحيم . . . » . ( شيخ صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 564 ) ( 2 ) - محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 76 ، ص 364 .